۱۳۹۱ بهمن ۲, دوشنبه

آنهائی که از ترس مرگ حاضر به تب کردن شده اند!


آز محترم مومنی روحی .


در خرداد ماه سال آینده خورشیدی، دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به پایان خواهد رسید؛ در همین ارتباط حکومت جمهوری اسلامی با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، اقدام به گزینش فرد دیگری برای تصدی این پست برای دوره یازدهم خواهد نمود. اما از آنجائی که در شرایط کنونی، و در موقعیتی که مملکت دارای هیچگونه ثبات سیاسی نیست؛ و نیز به سبب بیمی که رژیم از واقعه انتخابات سال 88 دارد؛ همچنین بدان خاطر که احمدی نژاد از هم اکنون، تمام موافقان و همراهان فکری خودش را، در بسیاری از ادارات و شهرداری ها و استانداری ها، برای انتخاب شدن فرد مورد نظر خودش به عنوان رئیس جمهور دوره یازدهم بسیج نموده است. طیف اصولگرایان( اعضای گروه  مؤتلفه اسلامی )، که برخی شان قبلا از هواداران احمدی نژاد بوده،  اما بعدها در گروه مخالفان او قرار گرفته اند؛ جهت پیشگیری نمودن از اغتشاشات در انتخابات آتی در کشور، دست به تدبیری زده اند که به وسیله آن از رخداد هر اتفاقی که به انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری لطمه بزند پیشگیری نموده؛ و جلوی بر سر کار آمدن یک احمدی نژاد دیگر را بگیرند!

اینکه چه فردی بیش از همه مورد نظر احمدی نژاد می باشد که رئیس جمهور آتی این رژیم بشود؟ در این باره نظریات گوناگونی مطرح است. شایعات خبر از این می دهند که ممکن است نام اسفندیار رحیم مشائی، معاون اول و رئیس دفتر رئیس جمهورنیز، احتمالا در لیست نام کاندیداهای انتخابات قرار بگیرد. اما هیچگونه تردیدی وجود ندارد، که در چنین صورتی نخستین نامی که توسط شورای نگهبان " ردّ صلاحیت " بشود اسفندیار رحیم مشائی خواهد بود!

این را احمدی نژاد خودش بهتر از بقیه می داند، به همین دلیل شایع نمودن چنین نکته ای می تواند از سوی خود رئیس جمهور و همراهان و هم فکران او در همه جا پراکنده شده باشد. چرا که به این وسیله، به قول قدیمی ها اینها خواهند توانست " ایز گم بکنند " ( مخاطبان خودشان را به اشتباه بیندازند) و با گمراه کردن مخالفان خویش، زمینه های رقابت را به نفع خودشان طراحی و مهندسی بنمایند. سپس به آسودگی فرد مورد نظرشان، برای این امر و شرکت دادن او در انتخابات پیش رو را آماده بسازند!

از سوئی دیگر، واهمه های ناشی از احتمال حمله های نظامی به تأسیسات هسته ای و مراکز اتمی جمهوری اسلامی در ایران، و نیز اختلافات درون گروهی مسؤلان رژیم موجب گشته، که ایشان به هر دلیلی از بروز تشنجات در مراسم انتخابات دوره یازدهم پیشگیری نمایند؛ و باری دیگر اجازه ندهند که ملت آزادیخواه ایران، موضوع نامطلوب و تقلبی بودن انتخابات را بهانه بکنند؛ و جهت سرنگونی حکومت مورد تنفرشان، به روال سال 88 به خیابانها بریزند و پایه های سست و متزلزل حاکمیت رژیم آخوندی را بلرزانند؛ و کاخ زورمداری استقرار این مستبدان اشغالگر خودکامه در میهن مان را منهدم کرده و آنان را به حضیض ذلت بکشانند!

از اینرو، یاران خامنه ای در حزب مؤتلفه اسلامی، که مهمترین افراد اصولگرا از اعضای آن می باشند؛ به فکر تراشیدن و تدبیر نمودن یک راه حل اساسی افتاده اند؛ تا از بروز چنین اتفاق مهلکی، که اگر رخ بدهد دودمان حکومت منفورشان را برباد خواهد داد جلوگیری بنمایند!

ناگفته پیداست، که شخص خامنه ای به عنوان رهبر سیاسی مذهبی رژیم، بیش از بقیه این جانیان، دلش شور مقام عظمای خودش را بزند؛ و بکوشد در این رابطه با مشاوران و اشخاص دارای نفوذ در اجتماع، مشورت بکند و به دنبال راه حل مؤثری در این باره باشد. بنابر این بعید به نظر نمی رسد که خامنه ای خودش با رئیس حزب مؤتلفه، حبیب اله عسگراولادی تازه مسلمان( تازه مسلمان دنباله نام فامیلی او،  پس از آنکه جد یهودی اش به آئین اسلام گروید به نام فامیلی آنها اضافه شده است؛ تا از گزند حمله مسلمانان آن روزگار، که به کلیمی ها حمله می نمودند و آنها را می کشتند در امان بمانند) مذاکرات خصوصی داشته؛ و وی را برای یافتن و به اجرا گذاشتن طرحی کارساز، جهت دور نگهداشتن جریان انتخابات از ناآرامی های احتمالی در آن مأموریت داده باشد!

طرح به دست آوردن دل میرحسین موسوی و مهدی کروبی، با روش رفع مظان " سران فتنه " نامیده شدن این دو نفر، که مدت چهارسال تمام است که در حصرخانگی به سر می برند و در خانه های خودشان زندانی می باشند؛ با دادن فرصت شرکت در انتخابات آتی به این دو نفر، تا موجب گردد که طرفداران موسوی و کروبی، حرص و بغض گذشته را که هنوز نسبت به حکومت متقلب مملکت دارند را فراموش کرده؛ و در این دوره از انتخابات، با این امید که بالاخره یکی از این دو نفر برنده انتخابات بشوند؛ خطر شورش و ریختن آنان به خیابانها را کاهش بدهند. و  طرفداران ایشان را متقاعد بکنند، که آراء دزدیده شده آنان را به ایشان باز خواهند گرداند. شاید در این رهگذر از تکرار شدن ماجرای شبیه به خرداد 88 پیشگیری بشود!

آقای عسگراولادی دبیرکل بزرگترین ائتلاف اصولگرایان رژیم آخوندی، که به تازگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی را براداران خود نامیده؛ و گفته که آنها " فتنه ساز " نیستند؛ با وجود انتقاد اعضای شورای مرکزی حزب خود، روز شنبه سی ام دیماه بر این موضع خود پای فشاری کرده و گفته: " اگر اظهارات من برای اعضای مؤتلفه اسلامی مشکل ساز شده؟ حاضر هستم از این حزب بروم؛ اما اظهاراتم بر اساس یک وظیفه الهی مطرح شده؛ و خواسته ام قبل از مرگ به وظیفه ام عمل بکنم و ناگفته های باقی مانده را بگویم. " !

سخنان عسگراولادی زمانی بیان شده، که آخوند احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران، یک روز پیش از آن، در خطبه های نماز جمعه تهران، با لحن بسیار تندی به انتقاد نمودن از اظهارات عسگراولادی پرداخته و گفته: " تطهیر کردن سران فتنه و تخفیف دادن جرم آنان دارد به یک جریان تبدیل می شود؛ و این خیلی گزنده است که کسی بگوید که آنها سران فتنه نبوده اند. " !

چندی پیش نیز عباسعلی کدخدائی سخنگوی شورای نگهبان هم در این مورد اشاراتی داشته و گفته، اگر این دو از سران فتنه بودن اعلام برائت بکنند؟ شانس شرکت در دوره بعدی انتخابات ( دوره یازدهم ) را خواهند داشت. از آنجائی که شورای نگهبان جمهوری اسلامی، عمده ترین مسؤلیتش کنترل مصوبات مجلس شورای اسلامی، و امر تعیین صلاحیت افرادی است که برای شرکت در انتخابات اعلام آمادگی می کنند؛ می توانند در هر دوی این زمینه ها با خامنه ای هم مشورت نموده و نظر وی را نیز جویا بشوند؛ ممکن است در رابطه با دلنگرانی او در ارتباط با موضوع انتخابات، مورد مشاوره رهبر قرار گرفته باشند؛ سپس کدخدائی با اشاره به موسوی و کروبی، برای امکان یافتن شرکت ایشان در دوره یازدهم انتخابات ریاست جمهوری، چنین سخنانی را مطرح کرده و آنها را به برائت طلبیدن از فتنه گری تشویق نموده باشد!

رنج آور و محزون کننده است، که سران حکومت منحوس اسلامی، که خودشان از فتنه گران بنام در دستگاه آفرینش می باشند؛ از فرد بی خاصیت و بی ارزشی همچون محمود احمدی نژاد تا به این اندازه واهمه داشته باشند. از سوئی دیگر، دلگرم کننده است که به یاد بیاوریم در همان روزهای آغازین به ریاست رسیدن این فرد بی هنر و مفلوک، در همه جا شایع گردیده بود که احمدی نژاد تیر خلاص را بر جمجه جسد نیمه مرده این انقلاب سیاه خواهد زد و جانش را خواهد گرفت!

زیرا همه می دانیم، یکی از مشاغل شریف این فرد جنایتکار قبل از شهردار و استاندار شدن وی، زدن تیر خلاص بر سر فرزندان زندانی ایران، که در زندانهای مخوف این رژیم وحشی محکوم به اعدام می شده اند بوده است؛ امید داریم که عمر حکومت این ستمگران قاتل، حتی به زمان آن انتخابات نیز نرسد؛ و مردم آزادیخواه میهنمان، خودشان در یک حرکت جنبشی و حق طلبانه، تیر خلاص بر همه پیکره این حیوانات انسان نما بزنند؛ و داد سی و چهار سال رنجی را که این مزدوران اهریمن به ملت ایران داده اند را یکجا از همگی شان بستانند!
زمستان 2571 آریائی هلند


به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Oyax :: Yahoo Buzz :: Reddit :: Digg :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed